در صورت تصادف چکار کنیم
-
تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 13:07
در صورت تصادف چه کاری انجام دهیم؟درگیر شدن در یک تصادف رانندگی می تواند یک تجربه استرس زا و گیج کننده باشد. اما سوالی که در وهله اول به ذهن خطور می کند این است که در صورت تصادف چکار کنیم؟ همه ما می دانیم که حوادث اتفاق می افتد. چیزی که از همه چیز مهم تر است مبحث امنیت جان سرنشینان است. بنابراین خونس...
شیوه فروش خودرو
-
تاریخ: 1401/4/8 ساعت: 8:58
امروزه با تبلیغات وسیعی که توسط شرکت های خودرو سازی، با شرایط به خصوص انجام می شود. بسیاری از افراد به خرید یکی از این خودرو ها رغبت پیدا می کنند. اما سوالی که برای هر خریدار خودرو ممکن است پیش بیاید این است که بهترین روش خرید خودرو چیست؟ در ادامه روش های خرید خودرو را به اختصار توضیح می دهیم. با ما...
اشعار شهریار / حالاچرا؟
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
حالا چرا ؟! آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا ...؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا...؟ نوشداروئی و بعد از مرگ سهراب آمدی...؟ سنگدل این زودتر می خواستی حالا چرا...؟ عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست...؟ من که یک امروز مهمان توام فردا چرا...؟ نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم...؟ دیگر اکنون ...
مهدی اخوان ثالث / چه میکنی؟
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
چه میکنی؟ چه میکنی؟ درین پلید دخمه ها سیاهها ، کبودها بخارها و دودها ؟ ببین چه تیشه میزنی به ریشه ی جوانیت به عمر و زندگانیت به هستیت ، جوانیت تبه شدی و مردنی به گورکن سپردنی چه می کنی ؟ چه می کنی ؟ چه می کنم ؟ بیا ببین که چون یلان تهمتن چه سان نبرد می کنم اجاق این شراره را که سوزد و گدازدم چو آتش و...
بیوگرافی سید محمدحسین شهریار
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
سید محمدحسین بهجت تبریزی (زاده ۱۲۸۵ - درگذشته ۱۳۶۷) متخلص به شهریار (پیش از آن بهجت) شاعر ایرانی اهل تبریز بود که به زبانهای ترکی آذربایجانی و فارسی شعر سروده است. وی در تبریز بهدنیا آمد و بنا به وصیتش در مقبرةالشعرای همین شهر به خاک سپرده شد. ۲۷ شهریور را «روز شعر و ادب فارسی» نامگذاری کردهاند. وجه...
حسین پناهی / سلام ! ای ماه کج تاب !
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
سلام ! ای ماه کج تاب ! تابان، بر ویرانه های سفید و سیاه زندگی ام ! گل نرگس ! آیا هرگز کوکویی شام یازده سر عائله خواهد شد؟ چه فکر شترانه ی ابلهانه ای ! من هیچ ندارم، آقا ! هیچ… جز چند دانه سیگار، همین صفحه و این قلم دشتی افکار ابلهان… تکیه بده ! به شانه هایم تکیه بده و گریه کن ! من نیز این چنین خواهم...
اشعار حسین پناهی
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
با ترازوی کودک گرسنه کنار خیابان سیری ام را وزن کنم! ای کاش یک ماه نیز موظف بودیم از اذان صبح تا غروب آفتاب فقرا را سیر کنیم نه اینکه گرسنگی و تشنگی کشیده تا فقط رنج آنهارا درک نماییم ! آری هزاران بار افسوس که دیریست وا مانده ایم در ظاهر دین؛ روزه داران هیچگاه حال گرسنگان را درک نخواهند کرد زیرا به ...
بیوگرافی حسین پناهی
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
حسین پناهی دژکوه (زادهٔ ۱۳۳۵ (با محاسبه از روی DNA سال ۱۳۳۹) دژکوه – درگذشتهٔ ۱۳۸۳ تهران) شاعر، نویسنده، کارگردان و بازیگرایرانی بود. زندگی حسین پناهی در ۶ شهریور ۱۳۳۵ در روستای دژکوه واقع در حوالی شهر سوق از توابع بخش مرکزی شهرستان کهگیلویه در استان کهگیلویه و بویراحمد زاده شد. پس از اتمام تحصیل در...
اشعار سهراب سپهری
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
زندگـی ، فهم نفهمیدنهاستآسمان،نور،خدا،عشق،سعادت، با ماست در نبندیم به نور!در نبندیم به آرامش پرمهر نسیمزندگی رسم پذیرایی از تقدیر استوزن خوشبختی من،وزن رضایتمندیست ! سهراب سپهری
اشعارسهراب سپهری / روشنی من گل آب
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
بادی نیستمی نشینم لب حوضگردش ماهی ها روشنی من گل آبپاکی خوشه زیستمادرمریحان می چیندنان و ریحان و پنیر آسمانی بی ابر اطلسی هایی تررستگاری نزدیک لای گلهای حیاطنور در کاسه مس چه نوازش ها می ریزدنردبان از سر دیوار بلند صبح را روی زمین می آردپشت لبخندی پنهان هر چیزروزنی دارد دیوار زمان که از آن چهره من پ...
کاظم بهمنی / قدرنشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستی
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
قدرنشناس ِ عزیزم، نیمه ی من نیستی قلبمی اما سزاوار تپیدن نیستی ! مادر این بوسه های چون مسیحایی ولی مرده خیلی زنده کردی، پاکدامن نیستی من غبارآلود ِهجرانم تو اما مدتی ست عهده دار ِ آن نگاه ِ لرزه افکن نیستی یک چراغ از چلچراغ آرزوهایت شکست بعد ِمن اندازه ی یک عشق، روشن نیستی! لاف آزادی زدی؛ حالا که رن...
بیوگرافی سهراب سپهری
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 12:02
سهراب سپهری (۱۵ مهر ۱۳۰۷ کاشان – ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ تهران) شاعر، نویسنده و نقاش اهل ایران بود. او از مهمترین شاعران معاصر ایران است و شعرهایش به زبانهای بسیاری ازجمله انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی و ایتالیایی ترجمه شدهاند. زندگی سهراب سپهری در ۱۵ مهرماه ۱۳۰۷ در کاشان به دنیا آمد.پدربزرگش میرزا نصرالله خا...
از اختیار عقل گذشته است کار من ...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
جایی نرو....بچرخ فقط در مدار من ای ماه.... ای ستاره ی دنباله دار منباید جهان و نظم قدیمش عوض شود هر کار می کنم که تو باشی کنار من دادم عنان زندگی ام را به عشق تواز اختیار عقل گذشته است کار منچون سنگ کوچکی ته یک رودخانه اماین گونه است در غم تو روزگار منحالا بیا و مثل نسیمی عبور کناز گیسوان مضطرب بی ق
خندهات میبَرَد از سینه دو عالم غم را...
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
ای که اخمت به دلم ریخت غمِ عالم راخندهات میبَرَد از سینه دو عالم غم را برق لبهای تو یادآور شاتوت و شراب چشمهی اشک ِتو بیقدر کند زمزم را گاه از آن غنچه، فقط زخم زبان میریزی گاه با بوسه شفابخش کنی مرهم را بستهای غنچهی سرخی به شب گیسویت کردهای باز رها خرمن ابریشم را نرگست عربدهجوی و
تو اتفاق میفتی که من شروع شوم
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 1:21
شبیه یک غم ناخوانده می رسی از راه به سرسلامتی این دل سپید و سیاه که من غزل بزنم جای گل به گیسویم که من دوباره بیفتم به خاطرت به گناه تو اتفاق میفتی که من شروع شوم در آسمان نگاهت به گونه ی یک ماه یک استکان از این چای تازه دم کرده بنوش تا که نیفتاده از دهان چون آه کمی شتاب کن آخر زمان ما تنگ ا
روزگار لعنتی
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 9:36
می آید روزی که در تراس خانه ات،روی صندلی دسته دار نشسته ای و بازی کودکان را تماشا می کنی.ان روز دیگر نه باران خاطره ای از من برایت تازه می کند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه آرام دلت می اندازد.سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!کنار روزمرگی هایت،یک فنجان چای برای خودت می ریزی و با دستانی که دیگر
داغدار بوسه
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 9:36
گر عقل پشت حرف دل اما نمی گذاشتتردید پا به خلوت دنیا نمی گذاشتاز خیر هست و نیست دنیا به شوق دوست می شد گذشت وسوسه اما نمی گذاشتاینقدر اگر معطل پرسش نمی شدمشاید قطار عشق مرا جا نمی گذاشتدنیا مرا فروخت ولی كاش دست كمچون بردگان مرا به تماشا نمی گذاشتشاید اگر تو نیز به دریا نمی زدیهرگز به این جزیره كس
حیات، نشئه ی تنهایی ست ...
-
تاریخ: 1396/4/15 ساعت: 9:36
لعنت بهت سهراب فقط توئی که میفهمی چی میخام فقط توئی که نصفه شب میتونی به دادم برسی ... دلم گرفته دلم عجیب گرفته است ..و هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند و فکر میکنم که این ترنّم موزون حزن تا به ابد شنیده خاهد شد ...